السيد الطباطبائي
155
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
مىشد از زبان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله استماع مىكردند و گاهى در پيشش خوانده به وى عرض مىكردند . عدهاى در قرائت مصدر تعليم و آموزش بودند و كسانى كه از ايشان اخذ مىكردند كيفيت قرائت خود را در شكل روايت به استاد خود اسناد مىدادند و غالباً به حفظ آنچه اخذ كرده بودند مىپرداختند . و طبعاً وضع موجود نيز چنين حفظ و روايت را اقتضا مىكرد ، زيرا از يكطرف خطى كه آن روز براى كتابت داير بود خط كوفى بود كه نقطه و اعراب نداشت و هر كلمه را با اشكال مختلف مىشد خواند . و از طرف ديگر عامهء مردم بىسواد بودند و راهى جز حفظ و روايت براى ضبط كلام نداشتند و همين روش سنت متبعه شده براى اعصار آينده نيز به يادگار ماند . يب - طبقات قراء نخستين طبقه از طبقات قرّاء همان صحابه را شمردهاند كه در عهد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به تعليم و تعلم آن اشتغال داشتند و جمعى از ايشان همه قرآن را جمعكرده بودند و از آن جمله زنى است بهنام امورقه دختر عبداللَّهبن حارث « 1 » . مراد از جمع كردن قرآن كه در بعضى از آثار به چهار تن از انصار و در بعضى به پنج و در بعضى به شش و در بعضى به بيشتر نسبت داده شده تعلم و حفظ همهء قرآن مىباشد نه تأليف و ترتيب سور و آيات آن و گرنه هيچ موجبى براى دو فقره جمع و ترتيب مصحف كه در عهد خليفه اول و خليفه سوم باشد نبود . و همچنين آنچه در برخى از روايات وارد شده كه جاى هريك از سور و آيات قرآن مجيد به دستور خود پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله معين و مشخص بود مطلبى است كه بقيه
--> ( 1 ) . الاتقان ، ج 1 ، ص 74